بررسی کهن الگو یا آرکتایپ در روانشناسی یونگ

بررسی کهن الگو یا آرکتایپ در روانشناسی یونگ

کهن الگو یا آرکتایپ اولین بار توسط کارل گوستاو یونگ مطرح شد، اما این کهن الگوها به اندازه ایده‌های فروید مورد استقبال قرار نگرفت، احتمالا به این دلیل که آرکتایپ‌ها به شبه علم و مباحث عرفانی برمی‌گردد. اگر شما هم از آن دسته افرادی هستید که علاقه دارید اطلاعات جذاب و کاملی را درباره انواع آرکتایپ و کهن الگوها به دست آورید این مقاله از ای سنج برای شما فوق العاده است. مقاله کهن الگو را به صورت کامل مطالعه کرده و  از آن لذت ببرید.

کهن الگو یا آرکتایپ چیست؟

ریشه کلمه آرکتایپ چیست؟

منشأ انواع کهن الگو چیست؟

بررسی انواع کهن الگوهای یونگ

کاربردهای آرکتایپ در زندگی

کهن الگو یا آرکتایپ چیست؟

گوستاو یونگ معتقد است که کهن الگوها می‌توانند بر رفتار، افکار و احساسات ما اثرگذار باشند، برای مثال، کهن الگوی سایه می‌تواند باعث شود که ما رفتارهای لایسنس نود 32 منفی همانند خشم، نفرت و حسادت داشته باشیم. با شناخت کهن الگوهای موجود در شخصیت خود، می‌توانیم رفتارهای خود را آگاهانه‌تر مدیریت کرده و به رشد و تعالی خود کمک کنیم.

این کهن الگوها در فطرت ما وجود داشته و از انسان‌های نخستین تا انسان‌های عصر جدید منتقل شده است. کهن الگوها یا آرکتایپ‌ها (Archetypes)، در روان‌شناسی یونگی، الگوهای جامع و ذاتی از رفتار و شخصیت انسان هستند که در تأثیرگذاری بر رفتار او نقش دارند. یونگ، کهن الگوها را به عنوان «تصور جمعی» یا «نهاد ناخودآگاه جمعی» توصیف می‌کند.

این الگوها، صرف نظر از فرهنگ، زمان یا مکان در همه‌ انسان‌ها وجود دارند. کهن الگوها همانند الگوهای ژنتیکی، در DNA ما وجود دارند و از طریق آن به فرزندان ما منتقل می‌شوند.

ریشه کلمه آرکتایپ چیست؟

کلمه آرکتایپ (Archetype) از دو بخش تشکیل شده است:

Arch: پیشوندی که به معنای ریشه دار بودن، اصیل بودن، قدیمی بودن و مواردی از این دست است.

Type: به معنای الگو، مدل، قالب و مفاهیمی همانند آن است.

بنابراین، آرکتایپ به معنای الگو یا مدلی است که از ریشه‌های عمیق و اصیل درونی انسان نشأت می‌گیرد. این الگوها در ناخودآگاه جمعی انسان وجود دارند و در همه انسان‌ها به صورت مشترک یافت می‌شوند. یونگ، روانشناس سوئیسی، یکی از اولین افرادی بود که مفهوم آرکتایپ را در روانشناسی مطرح کرد. او معتقد بود که آرکتایپ‌ها نقش مهمی در شکل گیری شخصیت انسان دارند.

ناخودآگاه فردی و ناخودآگاه جمعی چیست؟

مباحث و مطالعات یونگ، متأثر از آموزه‌های زیگموند فروید بود، اما در مباحثی مثل جنسینگی با هم اختلاف نظر داشتند، منظور فروید از جنسینگی این بود که پنج سال اول زندگی کودک، رشد جنسی کودک شکل می‌گیرد. به دلیل این اختلاف باعث شد تا یونگ روانشناسی تحلیلی را مطرح کند. یونگ و فروید در زمینه ضمیر ناخودآگاه با هم اتفاق نظر داشتند و یونگ موضوع ناخودآگاه فردی را گسترش داد و از درون این مبحث، موضوع ناخودآگاه جمعی، مطرح شد.

روان، در روانشناسی یونگی، به معنای ذهن و روح انسان است. یونگ، روان را به سه بخش تقسیم می‌کند:

ایگو: کهن الگویی نماد ذهن آگاه و هشیار است. ایگو، بخش کوچکی از روان است که در آن، افکار، احساسات و خاطرات ما آگاهانه درک می‌شوند.

ناخودآگاه فردی: کهن الگویی که نماد خاطرات و تجربیات شخصی است که از ذهن آگاه به دلیل فراموشی، سرکوب یا سانسور از ذهن آگاه دور شده باشند.

ناخودآگاه جمعی: کهن الگویی که نماد خاطرات و تجربیات مشترک همه‌ی انسان‌ها است. این خاطرات، از اجداد ما به ما رسیده‌اند و در DNA ما وجود دارند.

منشأ انواع کهن الگو چیست؟

ممکن است برای شما هم این سؤال مطرح شود که مباحث کهن الگو و آرکتایپی یونگ بر چه اساسی به وجود آمده است، طبق نظر یونگ منشأ کهن الگوها از ناخودآگاه جمعی است. همچنین این آرکتایپ‌ها به صورتی ذاتی درون انسان وجود دارد و صرف نظر از فرهنگ، زمان یا مکان از طریق ژن‌های ما منتقل می‌شوند و نیازی به یادگیری ندارند.

مفهومی به نام لوح سفید وجود داشت که یونگ این مفهوم را به صورت کامل رد کرد، منظور از لوح سفید این است که ذهن انسان در هنگام تولد مثل یک برگه سفید و خالی است که می‌توان در طول زندگی، این برگه را پر کرد، اما یونگ طبق کهن الگوها بیان کرد که ناخودآگاه انسان توسط ژنتیک اجداد ما سیاه و پر شده و برگه سفیدی نیست.

طبق مطالعات و مباحث یونگ، 4 نوع کهن الگوی اصلی وجود دارد، اما این کهن الگو و آرکتایپ‌ها محدود به این 4 نوع نیستند و با توجه به ادیان، هنر و ادبیات می‌توان به کهن الگوهای بسیاری دست پیدا کرد.

بررسی انواع کهن الگوهای یونگ

با بررسی این کهن الگوها، می‌توانید به درک عمیقی از مباحث یونگ درباره آرکتایپ‌ها برسید، پس با دقت این نکات را مطالعه کنید.

شخصیت برساخته یا پرسونا

منظور از پرسونا در مطالعات یونگ، نقابی است که انسان بر چهره خود دارد، ما در هر گروهی ممکن است که یک تصویری از خود را به دیگران نشان دهیم، به عنوان مثال ممکن است که رفتار ما در بین خانواده و جمع دوستان، متفاوت باشد. این کهن الگو، باعث سازگاری ما با شرایط مختلف می‌شود و ممکن است حتی خود واقعی خود را در شرایطی از دست بدهیم.

آرکتایپ یا کهن الگوی سایه

سایه، یکی از کهن‌الگوهای مهم در نظریه‌ روان‌شناسی یونگی است. این کهن‌الگو، نماد جنبه‌های ناخودآگاه و منفی شخصیت است. سایه، شامل امیال، غرایز و خواسته‌هایی است که توسط جامعه یا فرهنگ سرکوب شده‌اند.

یونگ معتقد بود که سایه، در همه‌ انسان‌ها وجود دارد، اما در برخی افراد، بیشتر از دیگران آشکار است. سایه، می‌تواند تأثیر مثبت یا منفی بر زندگی انسان داشته باشد. از جنبه‌ی مثبت، سایه می‌تواند منبع خلاقیت و انرژی باشد و از جنبه‌ی منفی، باعث خواهد شد که انسان رفتارهای منفی، مانند خشم، نفرت، و حسادت داشته باشد.

به طور کلی این کهن الگو برای جامعه، بسیار ناپسند و غیر قابل پذیرش است و در کتاب‌های اسطوره‌ای به شکل مار، هیولا و اژدها خود را نشان می‌دهد، کهن الگوی سایه به عنوان قسمت تاریک ذهن شناخته می‌شود. رفتارهای منفی درون همه انسان‌ها وجود دارد، اما ممکن است که به دلیل عدم خودآگاهی، منکر وجود آن‌ها درون خود شویم و دیگران را به خاطر داشتن این ویژگی‌ها سرزنش کنیم.

کهن الگوی خود

خود را می‌توان به عنوان مرکز روان یا نقطه اتصال بین ناخودآگاه و آگاهی در نظر گرفت. خود شامل تمام جنبه‌های شخصیت فرد، از جمله جنبه‌های آگاه و ناخودآگاه، مثبت و منفی، زنانه و مردانه است.

خود در طول زندگی فرد به تدریج شکل می‌گیرد. این فرآیند با تولد آغاز می‌شود و با مرگ به پایان می‌رسد. در طول این فرآیند، فرد با چالش‌های مختلفی روبرو می‌شود که به او کمک می‌کنند تا با جنبه‌های مختلف خود آشنا شود و آن‌ها را یکپارچه کند.

نمود خود در زندگی فرد به اشکال مختلفی نمود پیدا می‌کند. برای مثال، فرد ممکن است احساس کند که به هدف زندگی خود رسیده است. او ممکن است احساس نماید که با خود و دیگران در صلح و هماهنگی است. همچنین، ممکن است در روابط خود با دیگران، چه در سطح شخصی و چه در سطح حرفه‌ای، موفق‌تر شود.

بررسی آنیما و آنیموس

آنیما (Anima) و آنیموس (Animus)، دو کهن‌الگو در نظریه‌ روان‌شناسی یونگی بوده که نماد جنبه‌های زنانه‌ شخصیت مرد و جنبه‌های مردانه‌ شخصیت زن هستند. آنیما، در روان مرد، نماد جنبه‌های زنانه‌ شخصیت اوست که می‌تواند شامل خلاقیت، احساسات و ارتباط با دیگران باشد همچنین آنیموس، در روان زن، نماد جنبه‌های مردانه‌ همانند منطق، عقل و رهبری است.

یونگ معتقد بود که آنیما و آنیموس، در همه‌ انسان‌ها وجود دارند، اما در برخی افراد، بیشتر از دیگران آشکار هستند. آنیما و آنیموس، می‌توانند تأثیر مثبت یا منفی بر زندگی انسان داشته باشند. به عقیده یونگ، نقش‌های جنسی انسان تحت‌تأثیر تغییرات جسمی و اجتماع شکل می‌گیرد، یونگ معتقد بود که آنیما و آنیموس بخش‌های جدایی‌ناپذیر از وجود انسان هستند و برای رشد و تکامل روانی فرد ضروری است که این دو کهن الگو با یکدیگر ادغام شوند. این ادغام را سیزیجی می‌نامند.

سیزیجی در نجوم به حالتی گفته می‌شود که در آن دو سیاره در یک راستا قرار می‌گیرند. این حالت نماد وحدت و یکپارچگی است. در روانشناسی تحلیلی هم سیزیجی نماد ادغام آنیما و آنیموس است. هنگامی که آنیما و آنیموس در فرد ادغام می‌شوند، فرد به کمال و یکپارچگی می‌رسد. او دیگر احساس دوگانگی و تضاد درونی نمی‌کند و می‌تواند به طور کامل و متعادل به زندگی خود ادامه دهد.

بررسی آرکتایپ‌های مردانه

گوستاو یونگ و شاگردان او همانند شینوا بولن، این نوع آرکتایپ را بر اساس اسطوره‌های یونانی نامگذاری کرده‌اند، آرکتایپ مردانه شامل موارد زیر است:

زئوس: خدای خدایان اساطیر یونان، مظهر قدرت و جاه طلبی و کنترل کننده

آپولو: خدای خورشید، قانونگذار، هدفمند و منظم

پوزیدون: خدای احساسات و عواطف، خشم و کینه

آرس: خدای جنگ، اهل عمل و پرانرژی

هرمس: خدای مذاکره، دارای قدرت جذب بالا، تنوع طلب و شوخ طبع

هادس: خدای ارواح و مردگان، درونگرا، شهودی و منزوی

هفائستوس: خدای آتش، اعتماد به نفس پایین، درونگرا و گوشه گیر

دیونوسوس: خدای مستی و شراب، همیشه عاشق و بدون چارچوب

انواع آرکتایپ‌های زنانه

آتنا: خدابانوی عقل و مهارت، محافظه کار و دارای تفکر منطقی

آرتمیس: خدابانوی شکار، مستقل و جنگاور

آفرودیت: خدابانوی عشق، توجه به طبیعت و زندگی در لحظه

هستیا: خدابانوی معابد، شهودی و درونگرای عمیق، زن دانا و آرام

هرا: خدابانوی ازدواج، زن زندگی، ملکه و شیک پوش

دیمیتر: خدابانوی مادر، مهربان، عاشق بچه ها و تسلیم ناپذیر

پرسفون: خدابانوی دوشیزه، نماد دخترانگی، معصوم و انعطاف پذیر

کاربردهای آرکتایپ در زندگی

یکی از مهم‌ترین نکات در بحث شخصیت شناسی آرکتایپی این است که هر فرد مجموعه ای از آرکتایپ ها (الگوهای مختلف شخصیتی) است. این بدان معناست که هیچ فردی به طور کامل دارای یک آرکتایپ نیست، بلکه ترکیبی از چندین آرکتایپ است.

به عنوان مثال، مردی ممکن است ویژگی‌های قدرت زئوس، قانونمندی آپولو و رقابت آرس را داشته باشد. این مرد ممکن است یک رهبر قدرتمند و موفق باشد که همچنین منظم، قانونمند و عاشق چالش است.

درک این نکته که هر فرد مجموعه‌ای از آرکتایپ‌ها است می‌تواند به ما کمک کند تا رفتار و انگیزه‌های افراد را بهتر درک کنیم. همچنین می‌تواند به ما کمک کند تا روابطمان با افراد را بهبود بخشیم.

آرکتایپ‌های سرکوب شده هم می‌توانند مشکلاتی ایجاد کنند. آن‌ها می‌توانند باعث احساس گمگشتگی، نارضایتی و عدم تحقق شوند. با این حال، اگر آرکتایپ‌های سرکوب شده بیش از حد فعال شوند، می‌توانند موجب رفتارهای ناسازگارانه و آسیب زا شوند.

بهترین حالت برای هر فرد این است که آرکتایپ‌ها را به تعادل برساند. این کار ممکن است به فرد کمک کند تا در تمامی جنبه‌های زندگی همانند کار، روابط، سلامتی و خلاقیت، به موفقیت دست یابد.

سخن نهایی ای سنج درباره کهن الگو

ما در این مقاله به بررسی انواع کهن الگو یا آرکتایپ در روانشناسی یونگی پرداختیم و متوجه شدیم که خواستگاه این کهن الگوها از کجاست و همه انسان‌ها غالبا ترکیبی از چند کهن الگو هستند.

همچنین انواع آرکتایپ‌های زنانه و مردانه را بررسی کردیم تا بتوانید به خودشناسی کاملی از ویژگی‌های شخصیتی خود برسید، با توجه به نکاتی که مطرح کردیم شما دارای کدام آرکتایپ هستید؟ لطفا کهن الگوی غالب خود را در قسمت نظرات با ما به اشتراک بگذارید تا درباره آن، تبادل نظر کنیم.

کاربر گرامی، اگر فکر می کنید این مطلب مغایر با اصول اخلاقی، فرهنگی، قانونی یا ناقض حقوق مالکیت معنوی است، لطفا گزارش دهید.

مقالات مرتبط

اصطلاحات مهم این مقاله

سوالات متداول

چرا گوستاو یونگ نظریه لوح سفید را رد کرد؟

منظور از لوح سفید این بود که ذهن انسان در هنگام تولد مانند یک برگه سفید است ولی یونگ معتقد بود که کهن الگو از طریق ژنتیک به نسل‌های بعدی منتقل می‌شود.

چرا گوستاو یونگ نظریه لوح سفید را رد کرد؟

منظور از لوح سفید این بود که ذهن انسان در هنگام تولد مانند یک برگه سفید است ولی یونگ معتقد بود که کهن الگو از طریق ژنتیک به نسل‌های بعدی منتقل می‌شود.

انواع کهن الگوهای یونگی شامل چه مواردی است؟

پرسونا، کهن الگوی سایه، آرکتایپ خود، آنیما و آنیموس

انواع کهن الگوهای یونگی شامل چه مواردی است؟

پرسونا، کهن الگوی سایه، آرکتایپ خود، آنیما و آنیموس

آیا انسان فقط دارای یک آرکتایپ است؟

هر انسانی می‌تواند دارای مجموعه‌ای از آرکتایپ‌ها باشد، ولی یک نوع آرکتایپ غالب‌تر است.

آیا انسان فقط دارای یک آرکتایپ است؟

هر انسانی می‌تواند دارای مجموعه‌ای از آرکتایپ‌ها باشد، ولی یک نوع آرکتایپ غالب‌تر است.

You may also enjoy...